نگاهی به طوایف ایل قشقایی:

طایفه دره شوری:

دره شوری نام یکی از طوایف ایل بزرگ قشقایی و همچنین نام یکی از نژادهای اصیل اسب پارسی پرشین آریائی شبیه به نژاد اولیه اسب ایرانی که اعراب پس حمله به حکومت ساسانیان به عربستان بردند.و امروزه پس از سالها اسب عربی شناخته می شود.چرا که تاریخ مستند و مشهود بر این باور هست که اعراب شتر سوار بودند. که در طایفه دره شوری از ایل قشقایی پرورش می یابد و از اصیل‌ترین اسبهای دنیاست[نیازمند منبع]، می‌باشد. نام درشوری از نام محل ییلاقی آنها ( دره شور ) گرفته شده است اینان پس از ورود به فارس در این ناحیه سکونت کرده اند دره شور از محل ( سمیرم ) امروزه جز مراکز ییلاقی این طایفه است .[۱]

دره شوری، یکی از طوایف نیرومند و مشهور ایل قشقایی است که طبق آمار دولتی ( ۱۳۶۰ ) دارای ۶۴ طایفه و ۵۱۶۹ خانوار (۲۷۳۹۶ نفر) بوده است . و در سال ۱۳۶۶ دارای ۵۲ طایفه و ۴۰۳۷ خانوار بوده است. [۲] تعدادی از مردم این طایفه " تخته قاپو" گردیده و بقیه هم در حال " اِسکان" میباشند . امرار معاش آنان از گله داری و زراعت غلات است . منطقه سردسیر آنان پیرامون سمیرم، دردشت، خسروشیرین، سولیجان، سِمیرم علیا، قورتپه، سیاه وکلک سِمیرم و کرمآباد است .

گرمسیرشان دوگنبدان، حسین آباد، سر مشهد، جَرِه، خِشت، باشت و بابوئی، مَمَسَنی، گوراِسپید، هفت دشت ماهور، کوهمره توران، کوه براق، بشارگان، کوه سرخ، پیرامون کازرون، هفت دشت، پیر سرخ باشت، کوه سیاه و قره دشت براق است .

نام این طایفه در فهرست‌های فارسنامه و فرمانفرما ذکر شده است. بعد از قدرت یافتن خانهای دره شوری که نسبتی با ایلخانهای قشقائی نداشتند بسیاری از طوایف اطراف ییلاق و قشلاق خود را به اطاعت وا داشتند و به صورت یک واحد یک پارچه ایلی در آوردند و خود قدرتی در مقابل ایلخان ایجاد کردند. در حال حاضر طایفه "دره شوری" متشکل از تیره های مختلف است که آنها با هم هیچ نسبتی فامیلی ندارند و تنها از نظر تشکیلاتی و سیاسی یک واحد هستند.

خانهای طایفه دره شوری در سالهای اخیر به زراعت و باغداری توجه زیادی کرده اندو گروههای زیادی از آنها به زندگی یکجا نشینی پرداخته اند . طایفه دره شوری یکی از طوایف پر جمعیت ایل قشقایی است و مردم آن به داشتن و پرورش اسب معروفیت دارند .[۳]

تیره های طایفه دره شوری [ویرایش]

عثمانلو - بایات (بیات) - آبیل کرلی - آرّیقلی - آسلانگلی=آسلانلی -آغا کیخالی -آغ تومّانلی -آهنگر - ایاز کیخایی (دره شوری-فرهنگ دره شوری - سترگ (دره شوری)) - ایمانلی - باقیر کیخالی(کیانی،دانشگر) - بهرام کیخالی - بوگر - بول وئردی - تله بازلی - جانبازلی - جلاللی - جئیرانلی - چاربونچّا(قیریخلی، عربلی، عشیرلی، علی مردانلی)چارده چریک - چاریقلی -حاجی ده وه لی - حاجی محمّدلی - خئیراتلی - درزی - دؤندولو - دؤنه لی - رکّه - رحیم لی=رحیمی - زرگر - زنگنه - زئیلابلی - سادات - سکّیز - شاقّی - شاهین کیخالی - صادیقلی - طاهار کیخالی - طئییبلی(طیّبی) - عمله- - قابیزلی(قابضلو) - قره جوللو - قره چه یی - قره خانلی(قره کیخالی) - قره گچّیلی - قره قانلی - قورد - قیرمیزی - قیمّیللی - کاسّا تاراش(کاسه تراش) - کریملی - کؤزونگلو(کیزینلی) - کورّانلی - کور به کوش - گرمه سئرلی(گرمسیری) - گؤیجه لی - گولابلی - لک - مقصودلو - موصللو - مئهدی کیخالی - میش بیسیار - ندیرلی - نفر - نرّه لی - نیم آردلی(نیم ارده لی) - وزیر خانلی-وندا - هومّت علی کیخالی-قرخلو و ...که مردم شهر جونقان از این طایفه می باشند.


طایفه فارسی مدان:

طایفه فارسی مدان از قدیمیترین طوایف ایل قشقایی است که قبل از دیگر

طوایف ترک زبان به فارس آمده اند و چون فارسی نمیدانستند ، واژه (فارسی

مدان ) به آنها اطلاق گردیده است . طایفه فارسی مدان سابقا (در ) پادنا ییلاق

و در اطراف کوه گیسگان قشلاق میکردند _ بعد اراضی سرمشهد و سپس

منطقه ( دایین) به آن اضافه شد . امروزه گروههایی از طایفه فارسی مدان در

حوالی اراک ( عراق ) و تهران زندگی میکنند و پاره ای از آنها هنوز به عراق

معروفند . به نظر میرسد بعدها به فارس کوچیده اند . فارسی مدانها به علت

قدرت مرکزی و نفوذ و اعتبار و مدیریت کلانتران خود ، با وجود رقابتها و اختلافات

خویشاوندی کمتر دستخوش تجزیه و جدایی قرار گرفته اند .



طایفه کشکولی بزرگ: 

طایفه کشکولی در گذشته از سه تیره تشکیل میشد که به همراه سایر تیره

های قشقایی ییلاق _ قشلاق میکردند . ییلاق آنها قسمتی از شمال سمیرم

و ( دیز جان ) بوده است زمستان را به مناطق جنوبی فیروزآباد کوچ می کردند

بعدها قشلاق آنها به ماهور میلانی تغییر کرد . 

دره شوریها هم این منطقه را که دارای مراتع وسیع و چراگاههای مناسبی برای

دامهاست ، قشلاق خود قرار میدهند . کمی بعد از جانب کلانتر طایفه محل

ییلاقی آنها به همای جان و کمهر که از لرهای ممسنی خریداری میشود تغییر

میکند.


طایفه کشکولی کوچک:

این طایفه قبلا تیره ای بود بنام اخپلو که بعدها تیره های دیگری از جمله تیره

کرمانی به او اضافه میگردد و گسترش پیدا میکند و ابتدا بنام کشکولی کرمانی

و بعد تحت عنوان کشکولی کوچک نامیده میشود .. این نامگذاری بخاطر آن

است که سران طایفه های کشکولی بزرگ و کوچک و قراچه ای همه از یک

خانواده بودند که تجزیه میشوند و رییس طایفه کشکولی کرمانی به هنگام

آمارگیری طوایف برای اخذ مالیات نام طایفه خود را کشکولی کوچک معرفی

میکند. 


طایفه شش بلوکی :

شش بلوکیها اغلب از تیره های بسیار قدیمی و از همان ترکان عراقی یعنی

مهاجران اولیه هستند . این طایفه از پرجمعیت ترین طوایف قشقایی است که

در پرورش و نگهداری دام مهارت فراوان دارند .



طایفه عمله :(طایفه ی جعفر بیگی )

جز نیروی محافظ خان و عوامل اجرایی و اداری او به شمار میروند و مستقیما

تحت نظر خان اداره میشود . تیره های مختلف طایفه عمله تحت سرپرستی

کدخدایی است که مستقیما از خان دستور میگیرد . با وجود این پاره ای از تیره

های بزرگ تحت سرپرستی کلانترها هستند که پایگاه آ نها از کلانترهای سایر

تیره ها پایینتر نیست.

از طایفه های مختلف ایل قشقایی حدود 40درصد همچنان بطور کوچ نشینی و

نیمه کوچ نشینی زندگی میکنند و بقیه اسکان یافته اند . از تعداد و ترکیب

دقیق جمعیت ایل قشقایی اطلاعات مستند و دقیقی در دست نیست ،

مشکلی که در برآورد جمعیت این ایل وجود دارد همان است که درباره کل

جمعیت عشایری ایران وجود دارد . زیرا اغلب آمارگیریها بر اساس معیارهای

متعددی صورت گرفته است و نمیتوان آن را پذیرفت و مورد مقایسه قرار داد تا

نوسانات و تغییراتی که در ساخت اجتماعی ایل قسقایی پدید آمده مورد

بررسی قرار داده شود .



تیره ها در ایل قشقایی:

همانگونه که پیشتر آوردیم هر طایفه ای دارای تعدادی تیره می باشد:


دره شوری 

51 تیره


فارسی مدان: 

25 تیره


کشکولی بزرگ  

47 تیره


کشکولی کوچک 

14تیره


شش بلوکی  

20 تیره


عمله (جعفربیگی ) 

47 تیره



اساس نامگزاری تیره ها:

1)بر اساس نامیا فامیل یا بزرگتر ها یا کدخدایان مثل قاسم لو از نام قاسم و

بهمن بیگلو از نام بهمن .

2) بر اساس تعدادتیره ها یا بنکو ها مثل دو قوزلو که از 9 تیره کوچکتر تشکیل

شده.


3)بر اساس حرفه و کار مثل عاشق لر که در موسیقی و آهنگر که در حرفه خود

استاد بودند.


4)بر اساس اصل و نسب مثل :داود لو که از فرزندان داود و جهانگیر لو که از

اولاد جهانگیر .


5)بر اساس وابستگی به شخص بخصوص مثل : بهرام کیخالو وابسته به بهرام و

همت علی کیخالو ، وابسته به همت علی .


6)بر اساس منشاء قومی مثل : لَک ، بازمانده ای از لکهای غرب ایران و لر از

جانشین لرهای اولیه .


7)بر اساس تکیه بر محل جغرافیایی مثل: موصلو از موصل عراق


8) بر اساس اولین مرکز تمرکز مثل : دره شوری ها در دره شور یا چگینی ها در

چگین پیشگوه لرستان .



9) بر اساس نام سران یا پادشاهان که از طوایف مزبور بودند ، مثل ندر لو

وابسته به نادر شاه و قجر لو از قاجارها .